![]() | ||
ملاقات عمومی با اعضای شورای اسلامی شهر آبعلی هر هفته دوشنبه ها رأس ساعت 18
| ![]()
نخبگان و شخصيتهاي فرهنگي مولانا سائل آهي مولانا سائل آهي که در کتب تذکره از او ياد مي شود از شاعران نيمه اول قرن دهم هجري است او مردي فاضل و سخندان بود. اصلش از آه است و چون در جواني به همدان آمد و در آن شهر ساکن شد به همداني مشهور گرديد. سائل مدتي در شهرهاي عراق و آذربايجان به سياحت پرداخت و با ادبا و فضلاي آنجا به مباحثه پرداخت . رقيبان او را تحمل نمي کردند و به آزارش پرداختند و به ديوانگي متهمش ساختند و غالب همگنان و معاصرانش در هجو او اشعاري سرودند: سائل آن کهنه فاسق همدان......که سرشتش ز بخل و کين باشد سائل پس از چندي بيمار شد و به گفته برخي به جنون دچار شد (يا به جنون متهمش ساختند) تا سرانجام در سال 940 از شدت آزاري که به او رسانيدند وفات يافت. و از اوست: هرگز لب اهل در خندان نبود ...... جز گريه نصيب دردمندان نبود دور افکنم آن ديده که گريان نبود ...... بيزارم از آن دل که پريشان نبود و همچنين : سائل! چه نشسته اي که ياران رفتند...... ماندي تو پياده و سواران رفتند در باغ نماند غير زاغ و زغني ...... سيمين ذقنان، لاله عذاران رفتند و نيز گفته است: منم از هجرتي خونين دل ...... دور از ساخته در خون منزل در غمش دست فروشسته به خون ...... در رهش پاي فرو رفته به گل نه شکيبي که نشينم خاموش ......نه انيسي که بگويم غم دل يار بي مهر و رقيبان بدخو ...... عمر کوتاه و اجل مستعجل از من افغان و تکلم دشوار ...... از تو اظهار ترحم مشکل و از آن استاد است: زاهد به کعبه رفت و برهمن به بتکده ...... عاشق هنوز معتکف آستان توست و يا : اي پوده زو روي آتشين افکنده ...... آتش به سراي عقل و دين افکنده از ناز در ابرويت که چنين افکنده ...... سبحان الله چه نازنين افکنده
|
عملکرد دور سوم شوراهای اسلامی را چگونه دیدید؟
|